آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

83

یک زمانی بود که میترسیدم اوضاع بلاگفا خراب بشه و همه ی چیزهایی که شاید یک زمان برگردم به عقب و بخوام مرور کنم رو دیگه نداشته باشم...

الان اما دلم خواست که دیگه هیچی وجود نداشته باشه...هیچ کلمه ایی منو به گذشته برنگردونه...

این روزا به طرز شگفت انگیزی تنهام و توی ضمیرناخودآگاهام مدام در حال جنگم با همه کس و همه چیز اما با فشار زیادی سعی بر اروم کردن خودم دارم....

انگار که هیچی سرجاش نیست و من دارم به همین روال نامرتب عادت میکنم ب تنهایی هام ب رانندگی داغونم به فکرکردن ها و تنهایی غصه خوردنا و گریه های گاه و بیگاهم .......

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک