قسمت ماهم این بود تنهایی گلیم مون رو از آب بکشیم بیرون :)
ای کاش از اول میدونستم.
ای کاش اینقدر گریه نکنم..
ای کاش اینقدر از آینده نترسم...
قسمت ماهم این بود تنهایی گلیم مون رو از آب بکشیم بیرون :)
ای کاش از اول میدونستم.
ای کاش اینقدر گریه نکنم..
ای کاش اینقدر از آینده نترسم...
تواین روزا مثل همون کشتی شکسته ایی ام که روی آبهای آزاد روییه تیکه چوب معلق و سرگردون و بی سرانجام تا ناکجا میره ..
از دیروز تا حالا بیدارم و نمیدونم کجای دنیا قرار دارم .
زیباترین مکان برای حضور، بودن در افکار کسی است...
The most beautiful place to be is in one's mind…
_ تو خیال کردی بری ، دلم برات تنگ میشه ؟!....
قفل در حیاط از اولین بارونی ک ریخت خراب شد در واقع از داخل قفل میشه ولی از بیرون نه ! فی سبیل الله بودیم تا الان دیگه ب این اقا مسعود کلیدساز گفتیم بیا ی نگاهی بنداز بهش گفت من ۱۲ شب وقتم آزاده :| هیچی دیگه چند دیقه پیش رسیدیم خونه و الانم اون اومد ، واسش شربت درست کنم بقوله..
صبح داشتم خوابمیدیدم که ی خواهر برادر نانتی دارم ازاینا که انگاری بابا به سرپرستی گرفته باشه مثلا بعد اصن خیلی لاتیبود پسره 😂 اون دختره هم وضعش خیلی بهتر نبود ولی اینو مسخره میکرد منم تریپ دلسوز برداشته بودم به پسره دلگرمی میدادم حالا سه برابر منم قدش بود ولی رفته بودم رو فاز خواهر روحانی داشتم بهش تسلی خاطر میدادم که من تورو درستت میکنم گریه نکن وناراحت نباش بعد ی سری جریانات دیگه پیش اومد و پسره از من حمایت میکرد و دختره با من خوب بود و اصن اوضاعی!😂😂😂
دلم میخواد امشب که رفتم خونه ب مامان اینا آب بدم قبل از رفتنم از بابا بپرسمباز بکدوم بدبختی رفتی صدقه دادی که اومده توخوابم😂
از دیشب تا حالا هیچی نخوردم ، صد رحمت به زمانی که روزه بودم :|
حس میکنم خیلی فرسوده شدم داغان مطلق ..
دیشب تونستم با موکن نصف موهای دستاموبگیرم بقیش وقت نشد و رو اعصابمه اون زمانا تو مدرسه دخترا حوصله نداشتن موها دست و پاشونو کامل بگیرن نصفه میگرفتن بعد بهم نشون میدادن من خیلی بدم میاد در واقع ی حالت روانیه ربطی به کثیفتمیزی نداره یا کامل مو یا کامل پوست بعد حالا خودم مجبور شدم همینطوری کنم :| امیدوارم از کارای خونه فارغ که شدم و زنده موندم کامل شیوکنم فکرم اروم بگیره ، الحمدلله شکرتعالا که شوهرندارم که دوست پسر ندارم که رل ندارم که دوست پسر معمولی ندارم هیچ خریندارم و الا اونم میخواست تو این اوضاع شیر تو شیر زندگی که بزور وقت میکنم دست تو دماغمکنم اونم قوزبالاقوز میشد و باید اونم هندل میکردم.
سمت چپ صورتم به طرز نگران کننده ای میزد ،انگار که نبض داشته باشه ، حس میکنم دارم سکته میکنم ، چون چند وقت پشت سر هم درد کتف و دست چپ و قلب درد هم داشتم ، رسما دارم فنا میشم از استرس:|
یکم زنیان ریختم توحلقم صورتم دیگه ایستاد :| دقیقا نمیدونم چربطی داشت ولی لابد داشت.
ی مبحث جدید داریم به اسم مزاج اسم ها و تاثیر اسم ها بر صاحبش ، حقیقتا برگام پشمام همه چیم ریخته ، استاد داشت مثال میزد رو اسم سعید ، سرد و خشکه اسمش و خودشم سودایی :)) حقیقتن بیشتر پشمام...
پی نوشت: خیلی خیلی بیشترازاین مثال جای بحث وبررسی داره ، عوامل دیگه ایی هم هستنکمیتونن شدت و ضعف بدن مثلا ما صفراوی گوشه گیر وکم حرف هم داریم...
پینوشت۲: بعضی از ادما رد پا نمیزارن رو قلبت ، قلبتو سوراخ میکنن ومیرن.
دیشب موکت اشپزخونه رو که کاملا خشک شده بود رو پهن کردیم ، یخچال فسقلیه رو برگردوندیم سرجاش و لباسشویی رو از روش سرسر بازی روی پلاستیک کشوندیم اوردیم تو اشپزخونه ، هروز میگم دیگه امروز صبح بلند میشم میوفتم دنبال کارا ولی متاسفانه شبا تا بوق سگ مشغول کارام و وقتی میخوابم هوا روشن شده و بعدش از زندگی چندین مرحله عقب میوفتم چون هیچ جونی ندارم واسه بلند شدن :(
سر فلکه امروز ی دختری بچه بغل جووون داشت گدایی میکرد ، ابروها فیبروز کرده موها زرد کرده با ی چهره ی دود گرفته ی کثیف ! لباسای تنگ و بدن نما ! من موندم این هدفش گدایی بود یا چیزای دیگه ! در هرصورت که بهتره کارگری بکنه ولی دستش جلوی ادمای دیگه دراز نباشه بهتره حمالی بکنه ولی به فکر کارای خاک برسری واسه دو قرون پول حروم نباشه.
مگه ما ادم نیستیم ؟ داریم جرمیخوریم زیر بار فشار زندگی و خرج و مخارج ولی حداقلشمیتونیم سرمونو بالا بگیریم بگیم با شرف داریم زندگیمیکنیم.
شهر به طرز دلهره اوری خلوت شده ...
امیدوارم امروز مشتری بیاد 😢
فاقد هرگونه حوصله ایی برای شرح جز ب جز این زندگی :(
رسیدم خونه ، جوجه هارو سروسامون دادم ، خستم ، باید کلی کار انجام بدم ولی دلم میخواد بخوابم ..
نمیدونم دوباره چی قراره بشه ، پمپ بنزینا ب شدت شلوغ ، چندشب وقتی میخواستیمبنزین بزنیم یارو کارتشو نمیداد میگف با کارت خودت بزن بهش گفتیم مرتیکه ماشین صفره کارت سوخت کجا بود بزور داد و گف بار اخرت باشه :/ از کی تاحالا اخه ؟ نکنه همین آزاد خدا تومنی هم نزارن بزنیم ..
امروز نصفشو ک خواب بودم بقیشم تو کف خواب بودم !
دستگاهه دوخت پلاس مغازه سوخت ، این زندگی یه دم راحتموننمیزاره :|
لباسشویی رو هنوز وصل نکردیم
توفکرم وقتی میان واسه نصبش گاز فوق لاکچری رو جمعش کنیم کلا نباشه خیلی بهتره تا باشه و آبروی مارو ببره 🌚 والا بخدا
دلممیخواس لوازم خانگی مارک بوش بخرم :)
ولی ظاهرا مجبورم محض خالی نبودن عریضه مارک موش بخرم :|
اونقد چیزای مورد نیازمو سرچ میکنم و سایت ها و دیجی کالا و دیوار و شیپور و ...کل گوگل رو شخم میزنم تا درموردش بیشتر بدونم و نظراتشو بالاپایین میکنم...
میترسم دو روز دیگه هم ک خدا زد پس کلم هوس کردم شوهر کنم برم تو گوگل سرچش کنم نظرات مثبت و منفیشو بخونم و اخرشم پست بیارتش درخونم😂😐
هرهرهربیمزههمخودتی
به دغدغه های شریف من نخندین 🌚😂
امروز یه کلید بدون شیار خریدیم و سوره فتح رو نوشتیم گذاشتیم لای قرآن .
تا خدا چی بخواد 🥹
توسلبه امام جواد برای خونه خریدن میگن خوبه
یعنیمیشه به ماهم ی خونه بده ؟
من هیچوقت تو عمرم مستاجر نبودم و حالا با اینکه صاحبخونه ی بدی هم نداریم اما فشار روانی زیادی تحمل میکنم ، هزارویک استرس و فکروخیال!
دوسدارم تلاشمو بکنم برای خونه دارن شدن ، خدا خودش گفته از من بخوایید تا اجابت کنم ...
باید ازشون بخواییم.
گفتم لباسشور امروز صبح رسید ؟ مغزم از بین رفته :|
هی نیگاش میکنم هی قربون صدقه اش میرم ، منتها نباید بازش کنیم از گارانتی خارج میشه باید خونه رو مرتب کنیم و زنگ بزنیم نمایندگیش بیاد نصبش کنن :)
خیلی ذوق دارم خیلی خوشحالم خیلیییییی خوشحالممممم دیگه قرار نیست با دست لباس بشورم🥹🥲
کوزت از ته قلبش خوشحاله 🤣❤️🔥
داریم شام اماده میکنیم ، وقتی رسیدم خونه داشتم میترکیدم از خستگی و سردرد واقعا سرماخوردم ولی زیربار نمیرم :|
تا سرحد مرگ ظرف شستم و خواهر جان هم شام رو اماده کرد ، جای شما خالی جوجه کباب میخواییم بقولیم الانم روی منقل داره میپزه ، لخت وعور نشستم کف حیاط دارم اهنگ عن هیچکس رو گوش میدم و عوق میزنم ، میفرماد تو فقط میتونی این دلو قبضه کنی ..😂 اسید بخورم بهتراز این گوش دادنه این نکبته.
من هنوز سرکارم
امشب رو تنها بودم گلوم خشک شده از بس با ملت حرف زدم ، گرسنمه ...
این یخچال فریزری که اقای مق برامون پیدا کرده بود چندماه پیش مارک الکترواستیل بود ، دست دوم! پنجتومن! ظاهرا نو بود و طبق گفته ی خودش تستش کرده بود و اوکی تحویل داد بهمون ! بماند ک توی جا ب جایی کشوهاشوشکونده بودن ، اینقد این یخچال مفتضح بود ک تا صبحپرانتزباز !
تقریبا چند روزی میشه به دلایلی نامعلوم خواب این پسره رضاعومیبینم!
ی سری ریمیکس هست از مجیدرضوی که منو برمیگردونه به ماه هایی از پارسال ، نام نمیبرم ببینم بعدا یادممیاد یا نه :))
به حق چیزای نشنیده! سرسره ی ناصرالدین شاه از کجا پیداشد اخه :| اینو دیگه من نشنیده بودم دیگه.
من از بچگی به قیچی ارادت داشتم از برای ریدن در لباس و وسایل خودم و دیگران ، هنوزم همونم با این فرق ک الان فقط برا خودم گل میکارم ، جلوی موهام نرمال کوتاه بود بازم ی دسته ی دیگه برداشتم از عقب اوردم جلو چتری شون کردم :|
چرا اخه ؟ نمیدونم ... دوسدارم ..وه بزنم به خودم به هر زوری ک شده ...
وقتی موهامو میبافم حجم شون نصف شده :|
ای کاش زودتر بلند بشن.
اون جوجه هایی ک تو دستگاه پرورش دادیم دی ماه حالا روزی دوتا دوتا داره ازشون میمیره و تقریبا هروز و هرشب نعش کشی داریم ، داغونه روح و روانم ولی مهم نیست ، تنها نگرانیم اینه ک مامان اینارو با ی امیدی فرستاد اینجا و مهم نیست دهنمون سرویس میشه پای مراقبت ازشون ولی برام مدل مرگ شوت عجیب و ترسناکه بدون هیچ بیماری بدون هیچ مشکلی یهو میوفته میمیره!
وقتی (اینو 🥰 )گوش میدم کیلوکیلو قند تو دلم آب میشه و توی جاده پتانسیل ۲۰۰ تا رفتن رو بهم میده ، یکی از آپشن های مهم آدما برای من صداست متاسفانه و اگر قیافش عین کفگیر سوخته باشه اما صداش با ولتاژ مغزم سازگاری داشته باشه برای من عین آهوئه :(
نمیدونم چی بنویسم ، هرچی بنویسم مثل تف سربالا میمونه ، تپ برمیگرده میخوره تو سر خودم ..
تولیدی مبل مطمئن میخام توی همین خراب شده ی خودمون یا حتی تهران :(
یه مارک یخچال فریزر خوب میخام ، ایرانی باکیفیت هم بود ، بود :(
ی تلویزیون ال ای دیی غیرنسوز میخام که خیلیم گرون یا کوچیک نباشه + میز زیریش :(
چند تیکه فرش هم میخام :(
میز ناهار چهار یا شیش نفره هم شاید ، لوستر هم شاید، قالی به تعداد کافی ...
یه بدن سالم و صحیح و سلامت ی اعصاب اروم یه عالمه حووووصله