آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

85

نمیدونم چرا آدمی به خونگرمی من باید اینقدر تنها باشه ؟

کلا از کلمه ی تنها خوشم نمیاد چون این کلمه ابعاد زیادی داره.

ادمی که تنهاست میتونه به وسیله ی ادمای زیادی تنهاییشو پر کنه سرگرم بشه صحبت کنه وقت بگذرونه که خب اگر خیلی اوکی باشه همینطوری میتونه ادامه بده حتی اگر خیلی خوشایندش نباشه.

اما برای من اینطوری نیست....ادم حساسی نیستم اما فکرمیکنم وقتشه ک حساس باشم....دلم ب طرز عجیبی از ادما زده شده...

ادمایی ک فکرمیکردم خوبن دقیقا عکسش اتفاق افتاد و فقط حالم بدتر شد و بدتر و بدتر ....

با خودم دارم فکرمیکنم ک خب چه نیازیه اصن ...چرا ...

به هیچ جوابی نمیرسم و این خسته ترم میکنه....

چون فکرمیکنم در پیدا کردن شخص مناسب خودم ناتوانم.

و یا ممکنه که اون ادم خیلی دوره خیلی دور....

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک