آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

87

اومدم معدن ...طی دو روز گذشته تنها کار مفیدم یکجانشستن بوده.

پاندآ رو پارک کردم بین زمین و آسمون و به شدت این حالت عذابم میده اینکه حس کنی هیچی تو جای خودش نیست.

من چی ؟ شاید بهتر باشه درمورد این سوال فکرکنم.

چرا چشم هام ناراحته ؟ چون بخشی از دیشب رو پیکی بلایندرز دیدمو بخشی از شب رو کابوس . 

این کابوس ها تمومی نداره و تاثیری ک روی روحم میزاره اجنتاب ناپذیره.

خوابم میاد ...خیلی زیاد خستم سردرد دارم و هیچکس بغیراز زمان نمیتونه حالمو سر جاش بیاره‌...

فکرمیکنم خیلی زیاد خستم و این کوفتگی و سردرد بخاطر فشردگی کار چند روزه پیشه ک بر خودم مسلط کردم.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک