آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

88

وقتی بعداز مدت های طولانی تصمیم به نوشتن بگیری انگار که سخت ترین لحظه های زندگی رو به مضحک ترین حالت خودش میخوای شرح بدی...

طی روز های گذشته ادما و اتفاقات ...خستگی ها و ناملایمات زیادی اتفاق افتاد ک اگر درد چشم ها اجازه میداد مینوشتم.

تصمیم گرفتم دوتا از گوشی های بلااستفاده رو ببخشم به آقای ح .

هیچ حس خاصی نسبت ب این کار ندارم حسی ک بهم بگه این گوشی و این یکی گوشی بخشی از خاطرات تو هستن روزهایی که نمیخوای برگردن و تو ممکنه یک روز دلتنگ بشی و پشیمون....

اما به هیچ چیز نمیخوام فکرکنم...مهم نیست ...هیچ چیز مهم نیست.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک