آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

92

دیگه مثل قبلا قوی نیستم...قبلا بلندکردن چیزای سنگین برام مسئله ایی نبود اما واقعا دارم رو ب زوال میرم. شایدم چیزایی ک سر راهم قرار میگیره خارج از توان منه و زیادی سنگین ک باعث شده این حس رو داشته باشم... در هرصورت معدن، واقعا معدنه...هیچ تشبیهی بهتراز این نمیتونه باشه ...

ظهر بالا رو حفر کردم رفتم جلو تا به چیزایی ک نیاز دارم برسم و هربار با ورود یک مشتری با مصیبت همه اون راهو برگشتم و اومدم پایین و خوشرو و با اعصابی فولادین گذروندمش تا تمام بشه و بره.

مثل فمنیست ها شدم...دنیای بدون مرد.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک