سرما مرا بلعید در یک ظهر سوزان شهریور ...
تمام تنم درد میکند...نفس هایم درد میکند ...راه رفتن برایم مشکل ...در این شیش ماه قد هزارسال زجر کشیدم ...هنوز شگفتی ها پایان ندارد....در این ۶ ماه قد هزارسال پشت فرمان نشستم ... بدنم خیلی درد میکند...کارها روی زمین مانده و چقد تهوع مرا رها نمیکند.