آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

144

سرما مرا بلعید در یک ظهر سوزان شهریور ...

تمام تنم درد میکند...نفس هایم درد میکند ...راه رفتن برایم مشکل ...در این شیش ماه قد هزارسال زجر کشیدم ...هنوز شگفتی ها پایان ندارد....در این ۶ ماه قد هزارسال پشت فرمان نشستم ... بدنم خیلی درد میکند...کارها روی زمین مانده و چقد تهوع مرا رها نمیکند.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک