آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

238

پوست مزخرفم دوباره التهاباتش برگشته یجور خیلی بدی دارم میشم مجبور شدم ماسک بزنم حوصله ی سوالا و نگاهای مردمو ندارم ک تو که خودت فلانی چرا پوستتتت فلانه ...

عصبیم مضطربم نمیدونم چرا اروم نیستم ، ظهر گل گاوزبون خوردم ولی حس‌میکنم الان تپش قلب دارم چون بجای خوابیدن نشستم تو درم را بزن دیدم برای بار هزاروسیصدم.

امیدوارم امروز مردم بامن خوش اخلاق باشن چون مراعات هیچیو نمیکنم و پاره پوره میکنمشون.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک