آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

239

رفتم بالا برم دشویی روسریمو درست کنم همینکه نشستم جلوی آینه گیره روسریم مث تیرکمون پرت شد عقب توی وسایل :((((

موندم بخندم یا گریه کنم با این روسری حریر و لیززززز .

هیچی دیگه مث مجاهدین گره زدم اومدم پایین .

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک