آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

249

امشب شب یلداست و شب تولد استاد الف عزیزم.

بهش پیام دادم و با ی تیر دو نشون زدم هم تولدشو تبریگ‌گفتم وهم یلدار‌و اخر پیام تبریک گفتم . خوشحال شد و تشکر کرد که یادم بوده و بعدازم پرسید جایی مشغول هستی منم بهش گفتم اگر یادت باشه فلان جا بودم و هنوزم هستم ک گفتم یادمه با خواهرتون اومدید دانشگاه بوووق .

همون لحظه هم ک داشتم با الف چت میکردم او+ اومدش و بهم گفت چرا اینقد سرخ شدی گمونم دمای بدنم از شدت هیجان صحبت با الف رفته بود رو هزار اخه من خیلی این بشرو دوسدارم ی جور خاصی ... بهش گفتم بی رگ شدی پارسال با کیک اومدی گفت مگه شب یلداس و تلفنش زنگ‌خورد و سریعم رفت :)

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک