امشب شب یلداست و شب تولد استاد الف عزیزم.
بهش پیام دادم و با ی تیر دو نشون زدم هم تولدشو تبریگگفتم وهم یلدارو اخر پیام تبریک گفتم . خوشحال شد و تشکر کرد که یادم بوده و بعدازم پرسید جایی مشغول هستی منم بهش گفتم اگر یادت باشه فلان جا بودم و هنوزم هستم ک گفتم یادمه با خواهرتون اومدید دانشگاه بوووق .
همون لحظه هم ک داشتم با الف چت میکردم او+ اومدش و بهم گفت چرا اینقد سرخ شدی گمونم دمای بدنم از شدت هیجان صحبت با الف رفته بود رو هزار اخه من خیلی این بشرو دوسدارم ی جور خاصی ... بهش گفتم بی رگ شدی پارسال با کیک اومدی گفت مگه شب یلداس و تلفنش زنگخورد و سریعم رفت :)