آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

251

سرم گیج میره فکنم فشارم افتاده ، ادمی هستم ک از هیجان تغذیه میکنه ، نمیدونم چه تصمیمی بگیرم ، برم بانک الف نرم ....نمیدونم..

مسئولیت بزرگیه و ممکنه منه گیج پاک آبروریزی راه بندازم...منی که اصلا تجربه کار تو محیط رسمی رو ندارم و یجورایی رفتن ب این کار فقط و فقط برای من دردسره و استرس ....

تنها مزیتی که داره اینه دیگه بجای اینکه اکثرا صبحارو تا ظهر بخوابم یا برا خودم الکی بچرخم میرم یجایی ی کار مفید میکنم ولی خب من واقعا عادت ندارم و اصلا نمیتونم هفت صبح پاشم ازخواب.

خدایا من چرا دارم اینقد غر میزنم....

امیدوارم بتونم ی تصمیم درست بگیرم...کما اینکه راهشم واسم دوره و جای نزدیکی هم نیست ....البته درست نفهمیدم کجارو میگه..

ولی خب من به شدت با الف رودرواسی دارم و این بده :(

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک