آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

2002

بلیط به کرج بود به اسم دختره دوست خدابیامرز بابا ک بهش میگفتیم عمو ! من موندم که چطور بلیط اونو واسه من فرستادن ! یکم رفتم پایین تر دیدم چندتا بلیط دیگهم ایمیل شده بود ب اسم ی خانومه ک رفته بود یزد و از یزد برگشته بود ! تو همون ایامی ک من بلیط گرفته بودم رفته بودم مشهد! واقعا مغزم هنگ کرد ک واقعا سایت علی بابا اینقد دردپیته و ناامن یا داره ادا درمیاره! بعد اصن من خیلی خیلی تعجب شدید کردم از اینکه چطور بلیط این دختره رو واسه من فرستاده ! اون اصن روحش خبرنداره ک من ایمیل دارم یا ندارم بعد من اصن نمیدونستم واسه همیشه با مادرش بارکردن رفتن کرج از بابا فهمیدم خودم بعد اینطوری بلیطش واسه من ارسال شده باشه :|
دیگه واقعا دلم بد شده ازاین علی بابا :/

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک