آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

2008

چند شب پیشا اومدن خانومه ی رژ قرمز خرید و متوجه شدیم تولدش چند وقت دیگست و‌میخواد مراسم بگیره بهش گفتیم شاید نتونیم بیاییم و رژ هدیه دادیم بش بعد از سوپرایز‌همسرش داشت میگف که نه اهنگ پلی شده نه دوربین فیلم‌گرفته نه بمب‌شادی باز شده هیچی اخرشم شوهره ریده بهش و ...😂 خیلی سوژن اینا ، همون شبم ک اینا اینجا بودن حسن و خانومش اومدن این حسن که رسما دیوونس واقعا همچین مردی نصیب گرگ بیابون نشه ، زنشم ک مرده ی امار گرفتنه و‌ صدرصدی مطمین بشه من متاهلم یوقت شوهرش نیاد منو بگیره😂😭 من اگر یادم شما یادم بیارید ک ب‌این عنترا گفتم متاهلم😂 بعد این دوستامون یعنی مرضیه و شوهرش داشتن میرفتن گفتیم تروخدا نرید وایسید بعد موندن و منم سریع کار اینارو راه انداختم و مث گاو سرمو انداختم پایین رفتم سمت مرضیه اینا😂😂 وقتیم ک رفتن ایستاده بودن بیرون هنوز بعد ما چهارتایی پوکیدیم از خنده ، حسن داشت نگاه میکرد😂 گمونم فشار خورد ، من تا ی حالی از این یارو‌نگیرم اروم‌نمیگیگیرم.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک