نزدیک هزار تا کامنت خصوصی جمع شده بود الان نزدیک سیصدو خورده ایش مونده ک ی هول دیگه بدم ،اونام پاک میشن البته بعضیاشونو نگه میدارم یادگارا بماند...
کیک و وسایل اتیش بازی هم رسید ، رفتم ب مجید گفتم میشه لطفا اینو برام بزاری تا اخرشب تو یخچالتون گفت چیه گفتم کیک :/ بعدمال خودمونو دیگه رومنشد ببرم بزارم ، چندمدل کیک خریده با برش های کوچیک ، برای مرضیه هم ی کیک کوچیک سوپرازطوری ک من هنوز شکلش رو ندیدم!
تو فکرم اهنگ هم بزارم امشب موقع سوپرایزش که فکنم گفت بارون بارونه رودوست داره شاید اونوگذاشتم ، من کیکومیگیرم با ی دستم و فشفشه وشمع رومیزارمروشوروشن میکنم با ماشین هم اهنگ میزاریم شایدم با گوشی :/ اونجا محله ی ارومیه میترسم همسایه ها بریزن بیرون ! نیتروژن هم کمین میکنه بمب شادی رو منفجر میکنه تو سرش من باید فیلممبگیرمراستی ، ایشالا کیکو چپ نکنم زمین :/