فاقد هرگونه حوصله ایی برای شرح جز ب جز این زندگی :(
رسیدم خونه ، جوجه هارو سروسامون دادم ، خستم ، باید کلی کار انجام بدم ولی دلم میخواد بخوابم ..
نمیدونم دوباره چی قراره بشه ، پمپ بنزینا ب شدت شلوغ ، چندشب وقتی میخواستیمبنزین بزنیم یارو کارتشو نمیداد میگف با کارت خودت بزن بهش گفتیم مرتیکه ماشین صفره کارت سوخت کجا بود بزور داد و گف بار اخرت باشه :/ از کی تاحالا اخه ؟ نکنه همین آزاد خدا تومنی هم نزارن بزنیم ..