آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

141

سر فلکه امروز ی دختری بچه بغل جووون داشت گدایی میکرد ، ابروها فیبروز کرده موها زرد کرده با ی چهره ی دود گرفته ی کثیف ! لباسای تنگ و بدن نما ! من موندم این هدفش گدایی بود یا چیزای دیگه ! در هرصورت که بهتره کارگری بکنه ولی دستش جلوی ادمای دیگه دراز نباشه بهتره حمالی بکنه ولی به فکر کارای خاک برسری واسه دو قرون پول حروم نباشه.

مگه ما ادم نیستیم ؟ داریم جر‌میخوریم زیر بار فشار زندگی و خرج و مخارج ولی حداقلش‌میتونیم سرمونو بالا بگیریم بگیم با شرف داریم زندگی‌میکنیم.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک