سمت چپ صورتم به طرز نگران کننده ای میزد ،انگار که نبض داشته باشه ، حس میکنم دارم سکته میکنم ، چون چند وقت پشت سر هم درد کتف و دست چپ و قلب درد هم داشتم ، رسما دارم فنا میشم از استرس:|
یکم زنیان ریختم توحلقم صورتم دیگه ایستاد :| دقیقا نمیدونم چربطی داشت ولی لابد داشت.
ی مبحث جدید داریم به اسم مزاج اسم ها و تاثیر اسم ها بر صاحبش ، حقیقتا برگام پشمام همه چیم ریخته ، استاد داشت مثال میزد رو اسم سعید ، سرد و خشکه اسمش و خودشم سودایی :)) حقیقتن بیشتر پشمام...
پی نوشت: خیلی خیلی بیشترازاین مثال جای بحث وبررسی داره ، عوامل دیگه ایی هم هستنکمیتونن شدت و ضعف بدن مثلا ما صفراوی گوشه گیر وکم حرف هم داریم...
پینوشت۲: بعضی از ادما رد پا نمیزارن رو قلبت ، قلبتو سوراخ میکنن ومیرن.