آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

143

سمت چپ صورتم به طرز نگران کننده ای میزد ،انگار که نبض داشته باشه ، حس میکنم دارم سکته میکنم ، چون چند وقت پشت سر هم درد کتف و دست چپ و قلب درد هم داشتم ، رسما دارم فنا میشم از استرس:|

یکم زنیان ریختم تو‌حلقم صورتم دیگه ایستاد :| دقیقا نمیدونم چربطی داشت ولی لابد داشت.

ی مبحث جدید داریم به اسم مزاج اسم ها و تاثیر اسم ها بر صاحبش ، حقیقتا برگام پشمام همه چیم ریخته ، استاد داشت مثال میزد رو اسم سعید ، سرد و خشکه اسمش و خودشم سودایی :)) حقیقتن بیشتر پشمام...

پی نوشت: خیلی خیلی بیشترازاین مثال جای بحث و‌بررسی داره ، عوامل دیگه ایی هم هستن‌ک‌میتونن شدت و ضعف بدن مثلا ما صفراوی گوشه گیر و‌کم حرف هم داریم...

پی‌نوشت۲: بعضی از ادما رد پا نمیزارن رو قلبت ، قلبتو سوراخ میکنن و‌میرن.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک