آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

144

از دیشب تا حالا هیچی نخوردم ، صد رحمت به زمانی که روزه بودم :|

حس میکنم خیلی فرسوده شدم داغان مطلق ..

دیشب تونستم با موکن نصف موهای دستامو‌بگیرم بقیش وقت نشد و رو اعصابمه اون زمانا تو مدرسه دخترا حوصله نداشتن موها دست و پاشونو کامل بگیرن نصفه میگرفتن بعد بهم نشون میدادن من خیلی بدم میاد در واقع ی حالت روانیه ربطی به کثیف‌تمیزی نداره یا کامل مو یا کامل پوست بعد حالا خودم مجبور شدم همینطوری کنم :| امیدوارم از کارای خونه فارغ که شدم و زنده موندم کامل شیو‌کنم فکرم اروم بگیره ، الحمدلله شکرتعالا که شوهرندارم که دوست پسر ندارم که رل ندارم که دوست پسر معمولی ندارم هیچ خری‌ندارم‌ و الا اونم میخواست تو این اوضاع شیر تو شیر زندگی که بزور وقت میکنم دست تو دماغم‌کنم اونم قوزبالاقوز میشد و باید اونم هندل میکردم.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک