صبح داشتم خوابمیدیدم که ی خواهر برادر نانتی دارم ازاینا که انگاری بابا به سرپرستی گرفته باشه مثلا بعد اصن خیلی لاتیبود پسره 😂 اون دختره هم وضعش خیلی بهتر نبود ولی اینو مسخره میکرد منم تریپ دلسوز برداشته بودم به پسره دلگرمی میدادم حالا سه برابر منم قدش بود ولی رفته بودم رو فاز خواهر روحانی داشتم بهش تسلی خاطر میدادم که من تورو درستت میکنم گریه نکن وناراحت نباش بعد ی سری جریانات دیگه پیش اومد و پسره از من حمایت میکرد و دختره با من خوب بود و اصن اوضاعی!😂😂😂
دلم میخواد امشب که رفتم خونه ب مامان اینا آب بدم قبل از رفتنم از بابا بپرسمباز بکدوم بدبختی رفتی صدقه دادی که اومده توخوابم😂