آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

146

روزای اولی که مغازه زده بودیم کلید در سکوریتش خراب میشد همش اولین کسی که شانسی رفتیم در مغازش ی شب جمعه همین مغازه مسعود اینا بود باباش زنده بود اون موقع از اون ببعدم‌یکی دوباری اومد مغازه ما ولی تو این سالا دیگه ندیدیمش در حدی ک من یادم رفته اصن چ شکلی بود :|

باز خداروشکر اینو میشناسیم والا در خونه خیلی خطرناکه ب ی غریبه بگی بیاد درستش کنه از فکر و خیال بعدش به دیوونگی میرسی😑

برم لباس عوض کنم و شربت یاروعو درست کنم و دارم میمیمرم از گشنگی ، منکه فاقد پوشش اسلامی ام باید بدم نیت که بیرونه شربتو ببره واسش 🤣

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک