آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

303

دنیا در هفته هایی ک گذشت ، خوب نبود ، نه اونقدر بد که‌بگیم با زجر و گریه و‌شیون گذشت و نه اونقدر خوب که بگیم عالی ، صاحب خونه ی عزیزمون ۱۵۰ تا گذاشت روی پول و تا اخر تابستون باید ۱۰۰ تارو‌نهایتن جور‌کنیم و‌مابقی هم نهایتن یکی دوماهه ! این بین توی مغازه کلی جنس تموم‌کردیم و نیاز به خرید مجدد و هیچکسم ک الحمدلله مدت دار از ما ! قبول نمیکنه و‌آنی پولشونو‌میخان :) خریدای روزانه ک بماند ...

میدونی من هیچوقت اهل شمردن لقمه هام‌نبودممم و ازاین مدلا نیستم و نمیتونمم باشم ک‌برای خرج خودم محدودیت مویرگی بزارم ، مثلا هوس شیرکاکائو میکنم میرم میخرم ، پول باشه میخرم نباشه نمیخرم ، الان هفته ای یه بطری بعضا زودتر شیر واسه جوجه گربه ی عزیزم دارم میخرم در کنارش چیزای مورد نیاز اشپزخونه رو تقریبا کم کم ولی زود ب زود میرم میخرم ، وقتی نقدی جمع بشه با خیال راحتری سیب و‌ پیاز و شیر ازاینجور چیزا میخرم ولی میخرم ، از بچگی به هرچی ک میخاستم رسیدم و طاقت نداری و نبودن و سختی ندارم اما این روزا روزاییه ک باید خیلی مراقب باشیم چون در ماه کلی قسط میدیم و باید پول پیش مغازه رو ک تمدید کردیم جور‌کنیم و الانم ک خونه موعدش رسید ... یعنی همه چی باهم :)))))))

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک