این مدت ک دیگه ر ض آ و دار دستش کاری ب کار ما نداشتن خیلی احساس خوبی داشتم ، ادم وقتی که توسط دشمنان مرتب چک بشه دیوونه میشه و خب این جماعت ادمای سالمی نیستن و نزدیک شدن شون به ادم ریسکه ، دلم برای ارامش روزایی ک هنوزاینارونمیشناختیم تنگ شده :)
از بس همیشه رد میشدن رد میشدیم نگاهمیکردن دیگه میخواستم بالا بیارم الانم نگاه میکنن منتها چون عن آقا بهش برخورد دیگه ازاون ببعد علنی خودش باشه نگاه نمیکنه یا اصن بیرون نمیاد تا ما بریم ولی دوستش م ح م د نه اون نگاه میکنه چرا؟ چون میخاد اخر هرشب صورت جلسه به دوس دخترش و خواهر دوست دخترش ک زن ر ض آ میشه ارائه بده:)
امروز تو استوریای علی ک داشتم میدیدم همین پسردوبلورصدا قشنگه، داشت میگف هرچقدم تو یکیو چک کنی ولی اون ادم وفادارت نباشه چه فایده؟ تا ی لحظه غافل بشی تو کسری ازثانیه جفتگیریشو انجام میده ، حالا حکایت این اسکلا هم همینه ، اینقدر این ر ض آ رو زیر ذره بین گذاشتن ک با کی میره با کی میاد چی میگه چکارمیکنه که این پسر عقده ایی شده ، البته کبه جهنم ولی اینکه هنوز تو زندگی ما فوضولی میکنن جالبه ، اینکه ر ض آ نمیخادقبول کنه ک خدا و خرما نمیشه باهم داشت خیلی خنده داره.