آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

322

تو سیکل کوفتی بودم و امشب پ شدم ، روح و روانم بخودی خود از هر سیکل و دورانی کوفتی تره و همیشه ی خدا ی درب و داغون و خسته ی ناامیدم ...

شبا اونقدر خسته میشم که دلم میخواد کرکره رو بکشم پایین و بگیرم بخوابم بی ترس از هر حرف یا قضاوتی ...

چند روز پیش ی پرایدی گذاشته بود جلوی درخونه و باعث اعصابخوردی بینهایتی شد ، هرچی در زدیم زنگ زدیم بوق زدیم فایده نداشت و دیرمونم شده بود با بدبختی ماشینو دراوردیم و قبل رفتن ی لگد محکم زدم توش و دلم خالی نشد که نشد ، دلم میخواست شیشه هاشو بیارم پایین :)

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک