آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

338

چند روزه بعضی از مشتریارو بزور یادم میاد کین حتی گاهی یادمم نمیاد

امروز‌ی خانمه اومد کلی سلام احوالپرسی گفت خونمون رفته فلان جا گفتم بسلامتی و سعی کردم صمیمی برخورد کنم اما خب هرچی نگاش میکردم یادم نمیومدش الان بزور ک دارم فکرمیکنم میبینم ته چهره و صداش اشناس یا ی مردی چند شب پیشا اومد گفت دیشب اومدم اینارو گفتین بهش الکی گفتم اها بله و زیر زیرکی از زبونش کشیدم که چی بوده قضیه و چی گفتم واقعا یادم‌رفته بود و چندتا مورد همینطوری ... ذهنم داغونه ، داغون.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک