آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

340

از پنج شنبه صبح به اینور نحسی برداشته کل زندگیمونو ، هرچیم صدقه‌ بده قربونی کن قران پخش کن ذکر نماز ، نمیگم هیچ فایده نداره ، داره‌منتها کلیات حالم نحسه ، سر و تهمو تکون بدن ازش گوه تراواش میکنه چیز خوبی درنمیاد، امروزم که یعنی خیر سرم جمعه ی مبارکم بود که ب مزخرف ترین شکل ممکن سپری‌شد ، اون از اون ابگوشت قلم فوق‌بدمزه ی مامان ک ظهرمو‌ساخت اینم‌‌پیتزای تلخ سوخته ی بدمزه ی‌ شبم که شبمو نورانی کرد!

گاهی‌وقتا سایه ی سنگین‌قمر‌در‌عقرب بدجوری‌میوفته روت ، هی تقلا میکنی خودتو میکشی بیرون باز پیدات میکنه میاد میوفته سرت...

پ.ن: بخیر گذشتنه دو فقره تصادف وحشتناک + صبحی‌ که ماشین بیخودی گازخورد کوبید به لبه ی‌حیاط و نابود شد از جمله حوادث گهربار این‌دو‌روز‌شیرین‌بود.

پ.ن۲: موش لونه کرده تو کابینت گمونم تا الان‌کل ته مونده ی سیفون و‌دم دستگاه اب تصفیه کن جویده ، کمرم شکست از بس این دو هفته سه هفته تو حموم ظرف شستم ، قدم‌برید‌، مخصوصا امشب که همه چی‌نحس اندر نحس

پ.ن۳: بلوای در مغازه‌ی‌دوست بابارو از قلم انداختم که ا‌ونم از برکات صبح پنج‌شنبه ایی بود ک گذشت و نزدیک بود بابا چاقو بخوره بیخود و بی‌جهت.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک