امروز صبح رونتونستم برم سرکار چون دیشب تا صبح بیدار بودم ، عوضش عصر از خجالت کارا دراومدم و حسابی گرد و خاککردم ، اومدم بالا افتادم ، یه ابلهی برام کامنت گذاشته کلی خندیدم به پیامش گفتم بزارم شمام بخونید به منگلیش بخندید ، اینقد بی ارزشه ک حال ندارم اسکرینشوبزارم:
خوبه والا
اونوقت من بودم دیروز میگفتم دیگه حالم از دنیا بهم میخوره😂
هر روز به خوشی و خنده ای. با هر پسری بخوای امکانشو داری که بگی بخندی.
اداهاتو میاری اینجا.
جواب : بابا تو چقد بدبختی چقد حقیر و داغونی که ته خوشی و خوشگذرونی رو با گفتن و خندیدن با پسرآ میدونی ، واقعا تاسف خوردم به این حجم عقده ای بودنت ، بله من تو محیط کار و زندگیم ادم سرشناسی ام ملت برای چندثانیه مکالمه و یه جواب شنیدن از من خودشونو جر میدن تا یه ذره بهشون توجه نشون بدم ، بعدشم از خوشحالی ملق میزنن ، حرف میزنم میخندم با هرکسی صلاح بدونم و ضرورتی داشته باشه درغیراینصورت خوشگذرونی با مذکرین باشه برای شمایی که مطالب روزمره ی عتیقه ی منو میخونی ومیسوزی! یعنی ببین تودیگه چقد بدبختی:))))))