آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

355

تا زمانی که فکرای توی سرم اروم‌نگیره خواب شب ب من حرومه

یک طرف مغزم درگیر تصادف

یک طرفش درگیر بدهی ها و کسری های سر ب فلک کشیده

یک طرف عظیمش درگیر وضعیت خواهرمه که بیماری اسیرش کرده

یک طرف درگیر کارای فروشگاهه و گند نزدن و همیشه روی هشیاری بودنه!

یک طرفم درگیر حسین ... احساس میکنم باید درموردش دیگه فکرنکنم...

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک