آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

373

پراز مسئله ی حل نشدنی ام ، پر از زاویه ی کج و تیز و سوزنی ، حس‌میکنم به هرکس که بهم نزدیک بشه آسیب میزنم و متقابلا یه عالمه آسیب میبینم..

حالم خوبه و خوب نیست ، مثل همیشه ، این بار دلیلای بیشتری واسه غصه خوردن دارم ، حس میکنم اونقد توی این زندگی تحت فشار و غم و مشکلات بودم که نه عزت نفسی مونده نه اعتماد ب نفسی ، از دور اره ولی هرکسی که بهم نزدیک بشه و جدی پیش بره کاملا متوجه آشفتگیم خواهد شد...

این اخرین تیر من تو این همه تاریکیه ، اخرین کوپن من در این دنیای وانفسا، دل دادم بهش که جایی برای اخرین سرزنشم باقی‌نمونه ، افتادم تو مسیری که ترسناکه ، خیلی ترسناک ...

امشب هیچ اتفاق بخصوصی نیوفتاده و بی‌نهایت دلم گرفته ، دلم ی خلوت میخواد که داخلش مثل قدیما فیلم نگاه کنم و پراز حس شور بشم، ادمی که با تنهایی خودش خوشحاله رو چجوری میخوایین چفت بدین به زندگی متاهلی؟!...

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک