آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

394

برای خودم که جالب نیست برای شماهم جالب نباشه ، این مدت از بس با خارجیا چت کردم و انگلیسی نوشتم و از غصه ها و بدبختیا گفتم که دیگه خودم دارم بالا میارم ، میپرسید چطور اعتماد میکنی؟ سوال خوبیه ، اعتماد نمیکنم ، تنها کاری که میکنم اینه که اعتماد نمیکنم.

دوستدارم انگلیسیمو قوی کنم اصن خدارو چه دیدی شاید یکی سرشو خر گاز گرفت منو برداشت برد خارج ، فک کن! اونوقت یه بیلاخ گنده به تمام ادمایی که اومدن و زخم زدن و رفتن نشون میدم.

فقط مغزم رگ ب رگ شد از بس دنیاشون با ما متفاوته و اینکه خیلی به بوس و بغل ارادت دارن و حال میده بزنی تو برجکشون!

پی‌نوشت: داشتم این پست مینوشتم دوتا مشتری خارجی اومدن تو مغازه :/

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک