به چیزی که نیاز داشتم رسیدم و حالا زیر سایه ی تحمل ، اضطراب و صبوری به صبوری ادامه میدم تا دنیا خودش اون کاری که باید انجام بده رو به نحو احسن انجام بده و وقتشه ما یکم خستگی در کنیم.
خیلی میترسم ، اما خدا هست ، مگه نه؟
ی روزی میام و مینویسم که تموم شد.