جمعه موهام رو کوتاهه کوتاه کردم و شبیه کره ایا شدم ، خوشحالم ، ازاینکه هرجوری که خودم خوشحالم زندگی کنم و کسی حالم رو بد نکنه ، دیشب مهمترین شب زندگیم بود ، شبی که از کل این ده سال وحشت کردم شبی که ازخیلی قضایا پرده انداخته شد و باتمام وجودم به این اوضاع تاسف خوردم.
شرایطی که داخلشم رو توی خواب و فیلما هم نمیدیدم و الان خودم نقش اول فیلم این زندگی ام :)
خوشحالم و بسیار بسیار ناراحت ، تنها نقطه ی قوت بخش قضیه که هنوز به قوت خودش باقیه ، خودمم ، این خودی که باوجود این حجم از شکستگی و آسیب دیده گی و چیزهای زیادی که دیشب فهمیدم و فعلا نمیشه ازش حرف زد ، دست کم برای خودم هنوز اندک مقداری دوستداشتنیهستم مخصوصا با این موهای کوتاه زیبا ، با تمام زیبایی هایی که فقط مال خودمه ، ارامشی که دارم و تهوع بسیار بسیار بسیار زیادم از جنس مذکر .