یا هیچکس نیست یا همه باهم میان یا همه باهم میرن
تو مرحله ایی نیستم که به ثبات لازم برای تصمیم گیری رسیده باشم
موندنی میمونه ، رفتنی میره ، امشب وقتی داشتم شام میخوردم جناب ms پیام داد ، رسما کوفتم کرد غذارو ، دوساعت التماس که برگرد، بهش میگم تواز صبح تا اخرشب سرکاری عملا نیستی چکارت کنم و واقعا ازش خوشم نمیاد ، در واقع الان بحدی ع تو ذهنم پررنگه ک هیچکسو هیجیو نمیبینم ، باخودم میگم اگر قرار به اشتباه باشه حداقل با کسی ک حس بهتری بهش دارم باشه.