ی ادمایی هستن که قصد آسیب زدن دارن ، هدف شون ترسوندنه ، اذیت کردنه ، هیچ ازار و صدمه ایی از سمت ما بهشون نرسیده اما ازاون دسته از ادما هستن که نه خدا سرشون میشه نه بنده ی خدا ، ادمایی که شرف و شعور و ناموس حالیشون نمیشه ، به شدت بی وجدان و کثیف و عوضی...
توهین و تهدید ها ک بماند ، پریشب افتاده بودن دنبالم ، میخواستن اذیتم کنن ، شبی ک خودم حالم خوب نبود و کلی گریه کرده بودم سر موضوع دیگری و اصلا فکرشم نمیکردم همچین برنامه ایی برام پیاده کنن ، خلاصه ک از دستشون به کلانتری پناه بردم و اون شب با مامور رفتم تا خونه و بخیر گذشت ، بماند ک خود اون ماموره از من خوشش اومده بود و کلی زر زد اون شب و فرداش ، ازش خواستم ک کمک کنه ازشون شکایت کنیم گفت مدرک باید بیاری و فلان بهش گفتم این شماره پلاک اینم اسمش اینم عکسش حتی دوربینای کلانتری روچک کنید میبینیدش چون از روی در گذشت و ... انگار که یاسین تو گوش خر بخونی :)
به خیلیا رو زدم راستش ، هیچکس کمکم نکرد ، خیلی احساس غم و تنهایی میکنم ، حالم اینروزا به هزارویک دلیل موجه و غیرموجه بده ، تا نابودی و پرت شدن از لبه ی پرتگاه یک نفس فاصله دارم.