آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

468

از ارتباطات و آشنایی ها تعریف کنم ، اون استاد زبانه دیگه پیام نداد منم سمتش نرفتم و فکرمیکنم بخاطر پاک کردن چت دو طرفه بدش اومده باشه از من و خب بهتر چون انرژی کافی که ازش توقع داشتم بعنوان یک دوست به من داشته باشه و منتقل کنه رو نداشت و نمیداد ، ادم یخی بود و من از ادمای سرد هیچ دل خوشی ندارم و نمیتونم کنار بیام ، یکی دوتا از فالوورام هستن ک گفتم یکی شون م.ح۲ ی مدت پیش ک دیدم اصلا پیام نمیده بهش گفتم کلا نمیخام دیگه ادامه بدم و خب ی مدت سنگین طور بود و الان همون سردی عجیب دوباره برقراره و من هنوز دلیل این بی روحی و سردی بعداز ابراز علاقه اش رو نفهمیدم و برام مسئله ست، دیشب داشتم بهش فکرمیکردم ک خب شاید این خود واقعیشه و من هرچقد ب قبل فکرمیکنم میبینم که خیلی بیشتر با من حرف میزد خیلی برام وقت میزاشت خیلی سر ب سر هم میزاشتیم و الان شبیه کسیه ک انگار ی چیزی قورت داده ! فاصلم باهاش کمه و ازاین بابت خوشحالم .

یکی‌دیگه هم فقط برام کلیپ میفرسته ، اصلا ادم تایپ من نیست و ی تایمی ازش‌خوشم میومد و دوسداشتم بهش نزدیک تر‌بشم اما الان یک درمیون سین میکنم ک خیلی پررو نشه از طرفی سنگ رو‌یخ هم نشه .

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک