داشتم سریال بریجرتون ها رو میدیدم ، فصل اولش رو بارها بارها و بارها دیدم و همیشه برام جذاب و تازه و خوشمزست ، همه چیز این فصل رو میپسندم ، شروعش و پایانش ، دافنه و سایمون ، حتی اون سوتفاهم بین شون و دروغ شاخداری که به دافنه میگه و جنگ و دعوا و آشتی و ...
چقد جای همچین عشقی توی زندگیم خالیه ...
چقد برای همچین شرایطی بی حوصله و بی ذوق و بریده ام ...