آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

18

یک‌ نفر هست که تاحالا ندیدمش و حدود سه ماهی میشه که صحبت کردیم ، هرچند اونطور که انتظار میرفت رویایی نشد اما این اواخر خیلی زیاد ازهم دور شدیم و احساس میکنم اصلا اون چیزی که فکرمیکردم نیست و نمیتونه باشه ... با این حال توی این هفته گفته که میاد شهر من و همدیگرو میبینیم...ادم به شدت منطقیه و میتونم بگم توی اون تایمی که صمیمی تر بودیم و بیشتر حرف میزدیم واقعا حضورش خوب بود هرچند بارها ناامیدم کرد و این اواخر حس کردم دارم خودم رو بهش تحمیل میکنم و کنار کشیدم و اون هم هست و نیست ، این وسط حضور اقای گارفیلد ، نمیتونم بگم خوب بود یا بد چون این دنیا منتظر کسی نمیمونه تا خوب فکراشو بکنه که چی‌میخواد و هرلحظه که غفلت کنی میبینی خیلی چیزا از دست دادی و باید یک‌عمر حسرت بخوری.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک