آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

20

توی ماه گذشته رابطم رو با تیچر بصورت آگاهانه ایی به اتمام رسوندم و بخاطرش یک هفته شب تا صبح تقریبا گریه کردم ، تیچر پسر فوق العاده ایی بود ازون پسرا که ارزوی هر دختریه ، بی نهایت جذاب و فکرمیکنم هیچ شاسکولی اونو نمیتونه اینطوری که من روندم از خودش دور کنه و‌برنجونه .. اون دنبال رابطه ی جدی غیراز ازدواج بود و خوشحالم که از اولش این رو‌بهم گفت باوجود فاصله ی چندهزار ساعتی که بین شهرهامون‌بود میتونست یه رابطه ی حوصله سر بر باشه اما نبود ، اوقات بسیار خوبی رو سپری کردیم که هیچوقت فراموشم نمیشه و شاید همیشه دلم یک گوشه ایی از دلم واسش تنگ‌ بشه اما ، نمیتونستم وادارش کنم که باهام ازدواج کنه و متاسفانه خودم رو ازش گرفتم.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک