توی ماه گذشته رابطم رو با تیچر بصورت آگاهانه ایی به اتمام رسوندم و بخاطرش یک هفته شب تا صبح تقریبا گریه کردم ، تیچر پسر فوق العاده ایی بود ازون پسرا که ارزوی هر دختریه ، بی نهایت جذاب و فکرمیکنم هیچ شاسکولی اونو نمیتونه اینطوری که من روندم از خودش دور کنه وبرنجونه .. اون دنبال رابطه ی جدی غیراز ازدواج بود و خوشحالم که از اولش این روبهم گفت باوجود فاصله ی چندهزار ساعتی که بین شهرهامونبود میتونست یه رابطه ی حوصله سر بر باشه اما نبود ، اوقات بسیار خوبی رو سپری کردیم که هیچوقت فراموشم نمیشه و شاید همیشه دلم یک گوشه ایی از دلم واسش تنگ بشه اما ، نمیتونستم وادارش کنم که باهام ازدواج کنه و متاسفانه خودم رو ازش گرفتم.