آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

23

با ی خل و چلی چندماه پیشا حرف میزدم ، تایم خیلی کوتاهی بود و اصلا هم صمیمی نبودیم عکسشم ندیده بودم اونم ندیده بود و اصلا شخصیت جالبی نداشت فقط صدای خیلی خوبی داشت و فهمیدم که استاد دانشگاهه و ازاینا که به دمش میگه برو عقب بو میدی ... دو روز پیش پیام داد دوباره .. بهش یادوری کردم که این تو بودی که بدون هیچ دلیلی یکهو دیگه پیام ندادی و‌حتی انفالو کردی و‌رفتی‌‌ و یاداوری کرد که هیچی‌بین مون نبوده و صرفا فقط یک‌دوستی‌ بوده و دلیلی برای ناراحتی هم نیست ..

البته یاداوری کرد که بخاطر اخلاقم بوده و جالب اینجاست که این هنوز اون روی سگم رو هم ندیده و اینطوری بهش بر خورده ...

زر میزنه ، با یکی‌جفت شده بوده و حالا کات کرده ، منم مجددا فرستادمش اونجا که عرب‌ نی انداخت

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک