فردا با اقای دال قرار دارم ، البته اگر مشکلی پیش نیاد ، بعداز دوماه چت بالاخره زمان دیدار رسیده و اصلا هم بابتش هیجان زده نیستم و صرفا محض درپوش گذاشتن بر روی تمام اون تصوراتی که توی ذهنم هست میرم تا ببینمش و قال قضیه کنده بشه ، ازاونجاییکه یجورایی از گارفیلد اجازه گرفتم زیاد بابتش عذاب وجدان ندارم چون هیج دینی برگردنم نیست از بابت کسی و هیچرابطه ایی در تمام عمرم اونقد برام جذاب و موندگار نبوده که بخام بابتش عذاداری کنم و خب ، حق دارم که ادمای مختلفی رو ببینم و بسنجم و بهترین تصمیم رو بگیرم ، هرچند شاید هیچوقت شانس تشکیل زندگی نداشته باشم با این وضعیتی ک هست اما حداقل توی سالهای پیری از بابت چیزی خودم رو سرزنش نمیکنم.