آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

27

دو گزینه ی کاملا متفاوت و فوق العاده پیش روم هست، دو نفری که جفت شون برام عزیز و محترمن و واقعا فکرکردن راجب اینکه قید کدوم رو بزنم سخته و نیاز به زمان دارم ، دلایل زیادی میتونه الان باعث بشه ک اقای د همون ادم دلخواه و شریک زندگی بعدنم بشه اما بهمون اندازه درمورد گارفیلد دلایل هست که منو به شدت دو به شک‌میکنه ، امشب وقتی که اقای د داشت خدافظی میکرد ک‌ بره سوار ماشینش بشه حس کردم چقد دلم براش تنگ میشه و چقد کنارش ارامش داشتم و خودم بودم و این حس رو وقتی که با گارفیلد هستم ندارم و دلم براش تنگ نشده و عجیبه ک تنگ هم نمیشه ، با این حال چون خیلی دوستم داره و‌بهم اهمیت میده باعث میشه توی دست به سر کردنش اونم بعداز از دست به سر کردن ناکام ، محتاط تر باشم و دلش رو نشکنم تا اول تکلیفم با اقای د روشن بشه ، من با گارفیلد سنگ هام رو واکندم و ازش انتظاری ندارم و حالا نوبت اقای د و تکالیفش هست ، این جلسه صرفا معارفه بود و جلسه ی بعدی اگر اگر اگر جلسه ی بعدی وجود داشته باشه قطعا به موضوعات ریزتری پرداخته میشه که تازه اون زمانه که میشه با قطعیت گفت که اینده ایی باهم داریم یا نه...

تصور آینده با آقای د خیلی دلپذیرتر از تصور آینده با گارفیلده و این هم منو خوشحال میکنه هم منو میترسونه...

نیازمند دعا هستم ، خیلی.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک