آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

36

برای من که بنده ی چارچوب و قاعده و قوانینم ، تحمل صمیمیتی که هیچ سنخیتی با من نداشته باشه کار خیلی دشواریه ، انگار لباس کس دیگری رو با همون بو و سایز و رنگ نادلخواه بردارن و تن من کنن ، تا یک جایی تو راه میایی و از یک جایی ببعد هم به راهت کمی بیشتری ادامه میدی یا دورتر بشی و ناپیدا ...

حکایت این ر‌وزای من و این طفل بنده خداست ...

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک