آخرین پرتگاه امن !

[ایستاده بر روی لبه ی تاریک دنیا]

52

ساعت پنج‌صبحه ‌و دو سه ساعته عمیق گریه‌میکنم

چرا؟

میتونم ساعت ها دلیل بیارم ، حرف‌‌بزنم‌‌، بنویسم

اون‌ادمی‌ک ۱۰ٌسال پیش این‌وبلاگو ساخت انگار مرده تو همون سالا و من نمیدونم‌باید با اینجا چکارکنم‌نمیدونم چطور باید از روزهای غمگینم ، شادم ، بنویسم ، نمیدونم

فقط اینکه از تمام سالایی ک دی ماهش ، غمگین بودم ، شکسته و ترسیده و فلان بودم ، این دی ماه و‌دی ماهای بعدی غمگین ترین و‌شکسته ترین‌و‌ترسیده ترین‌خواهم‌بود.

آخرین پرتگاه امن !
infoدرباره من
[آخرین پرتگاهِ امن ]



---------------------------❄
میخواهم در اینجا بنویسم از این ببعد...
از رنج!رنج انسان شدن و انسان ماندن...
به قول شاملو ,,, کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد...
..............................................❄
codeکدها

رز موزیک